- یکی از بزرگترین لذت های دوران کودکیم این بود که دستمو تا آرنج بکنم تو کیسه برنج! آی حال می داد.
- اینایی که با یه جمله مسیر زندگیشون عوض میشه، فرمون زندگیشون هیدرولیکه فک کنم.
- خوش به سعادت این نسل جدید که کلی
سرگرمی دارن. والا سرگرمی نسل ما یه چرخ گوشت بود که دستمون رو می کردیم
توش دستمون تا زانو قطع می شد! بعدش کانال پنج برنامه در شهر نشونمون می
داد کلی حال می کردیم.
- اگر زن ها دنیا رو می گردوندن هیچ جنگی وجود نداشت فقط چندتا کشور با هم قهر بودن و حرف نمی زدن!خخخخخخخخخخخ
- مادر بزرگم می گه من فکر می کردم این کامران و هومن برادر خواهرن! نگو زن و شوهر ـن! خدایا...
- ملت چه بیکارن !
یکی مزاحم میشد هی اس هی زنگ…جواب نمیدادم که بیخیال شه…
دیگه تماس نگرفت
بعد چند روز اس داده :
ببخشید من چند روز مزاحمتون نشدم کار داشتم دستم بند بود ، شرمنده،چه خبر؟
- در خونه رو میزدن!
دخدر داییم ۵ سالشه!
جواب داد : کیه!؟
زن همسایه مون پشت در به شوخی گفت: منم منم مادرتون!
من رفتم در رو باز کردم, بنده خدا میخواس سکته کنه!
گفت : ببخشید مادرتون هستن؟ گفتم : نع ، فقط من و حبه انگور هستیم
- از شب پرسیدم چه بنویسم برای کسی که دوستم دارد ؟
گفت : بگیر بخواب بابا کی تورو دوست داره آخه ؟
هیچی دیگه همون یه ذره امیدمونم نا امید شد …
-البته منم تا شنیدم گفتم شایعه است ،
ولی بعضی از بچه ها میگن برای خودشون اتفاق افتاده . . .
مثه اینکه تازگیا ایرانسل میس کال هم میندازه !
- دیشب اومدم خود کشی کنم رفتم از سوپر سره کوچمون تیغ خریدم
رفتم نشستم تو حموم، وقتی که اومدم تیغ رو بکشم رو رگم
یه هو دیدم که خودمون تو حموم تیغ داریم
اینقدر اعصابم خورد شد که هیچی دیگه، خود کشی نکردم.
-اسم آیدیش رو گذاشته “جوجه طلایی” ازش میپرسم چند سالته ؟ میگه ۳۸ …
خداییش شما بگین آخه این جوجه طلاییه یا شتر مرغ بالغ ؟؟؟
- بعضی وقتا لازمه که تکلیفتو با خودت روشن کنی ،
رودروایسی ها رو بذاری کنار مثه یه کوه قوی باشی ،
قاطع و استوار از جلوی لپ تاپ بلند بشی و بری دستشویی …
- بحث سر خریدن گوشی بود،
یکی از دوستان گفت: اگه میخوای گوشی لمسی بخری ،تاچ بخر :lol:
- خوش به حال اونایی که چشاشون سگ داره
من که فقط اعصابم سگ داره :(
- گفتم غم تو دارم گفتا ماشین چی داری
گفتم ماشین ندارم گفتا برو سیرابی :|
- از یه اسب میپرسن چرا هر کس تورو میبینه سوارت میشه؟
اون اسب جواب نداد، سرشو انداخت پایین و هیچی نگفت !
میدونید چرا؟؟ چون اسبا نمیتونن حرف بزنن !
نه واقعا انتظار داشتین اسبها حرف هم بزنن ؟
لابد دانشجو هم هستی؟؟ :lol:
- گفتگوی کاملاً جدی بین دو دختر در تاکسی:
اولی: مربی تئاترمون قبلاً دستش تومور داشته
دومی: تومور مغزی؟!
اولی: نمی دونم … اونشو نگفت! :|